تبليغاتX
مهرنگار
 
مهرنگار
 
 
هنر برتر از گوهر آمد پدید
 
وقتی مردم برخی چیزها را زیبا می دانند

چیزهای دیگر زشت می شوند.

وقتی مردم برخی چیزها را خوب می دانند

چیزهای دیگر بد می شوند.

بودن و نبودن یکدیگر را پشتیبانند.

بلند و کوتاه یکدیگر را تعریف می کنند.

پستی و بلندی به یکدیگر وابسته اند.

قبل و بعد به دنبال هم می آیند.

بنابراین فرزانه

بدون انجام دادن کاری عمل می کند

و بدون به زبان آوردن کلمه ای آموزش می دهد.

اتفاقات رخ می دهند و او به آنها اجازه ی روی دادن می دهد

موارد مختلف ناپدید می شوند و او به آنها اجازه ی از بین رفتن می دهد.

او دارد بدون آنکه مالک چیزی باشد

عمل می کند بدون آن که انتظاری داشته باشد.

وقتی کارش به اتمام می رسد آن را فراموش می کند

به همین دلیل برای همیشه جاوید باقی می ماند.

 |+| نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 8:8 AM  توسط یاسر  | 
رو آن ربابی را بگو مستان سلامت می‌کنند       وان مرغ آبی را بگو مستان سلامت می‌کنند
وان میر ساقی را بگو مستان سلامت می‌کنند       وان عمر باقی را بگو مستان سلامت می‌کنند
وان میر غوغا را بگو مستان سلامت می‌کنند       وان شور و سودا را بگو مستان سلامت می‌کنند
ای مه ز رخسارت خجل مستان سلامت می‌کنند       وی راحت و آرام دل مستان سلامت می‌کنند
ای جان جان ای جان جان مستان سلامت می‌کنند       یک مست این جا بیش نیست مستان سلامت می‌کنند
ای آرزوی آرزو مستان سلامت می‌کنند       آن پرده را بردار زو مستان سلامت می‌کنند
 
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 5:55 PM  توسط یاسر  | 
 
  بالا